تبليغاتX
غریبه ای

اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم

اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت

اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم

اي کاش مي توانستم يک پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز مي کردم

و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم...

آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط zainal  | 


بگذار آن باشم كه با تو تا آخرين لحظه زندگي خواهد ماند

بگذار آن باشم كه با صداقت با تو درد دل ميكند و با يكرنگي و يكدلي زندگي ميكند.

بگذار آن باشم كه ديوانه وار در شهر نام تو را فرياد ميزند و آن باشم كه براي عشقت: 
  جان خواهد داد

بگذار هماني باشم كه در شادي هايت ميخندد و در غم هايت با تو شريك است.

بگذار كسي باشم كه به داشتن چينين عشقي مانند تو افتخار كند.

بگذار كسي باشم كه وقتي كلمه دوستت دارم را بر زبان مي آورد اشك از چشمانش سرازير شود.

بگذار هماني باشم كه تو ميخواهي ، هماني باشم كه تو آرزوي آن را داري.

بگذار كسي باشم كه با احساس سخن نگويد ، از ته دل دردش را بگويد و از تمام وجود عاشق و دل شيفته تو باشد.

بگذار كسي باشم كه زمان تنهايي اش تو همان تنهايي او باشي و زمان خوشبختي اش تو همان خوشبختي او باشي.

بگذار هماني باشم كه با باوري عميق به تو و زندگي نگاه بيندازد و با احساسي پاك عاشق قلب مهربان تو باشد.

بگذار هماني باشم كه بتوانم ستون هاي استوار زندگي را با محبت و عشق بنا كنم تا تو با آرامش با من زندگي كني.

بگذار هماني باشم كه تو در روياها منتظر او ماندي و به استقبال او رفتي.

بگذار كسي باشم كه ديگر به جز تو به كسي ديگر نگاه نكند و تنها تو باشي و قلب مهربانت و يك دنيا عشق در وجودش.

اينك من با تمام وجودم كاري كرده ام و خواهم كرد كه هم تو را به آرزويت رسانده باشم و هم خودم آينده اي خوشبخت را در كنار تو داشته باشم.

بگذار هماني باشم كه دوستش ميداري و بگذار هماني باشم كه براي عشقش جاني خواهي داد. عزيزم   بگذار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط zainal  | 

دلم گرفته نميخوام آواز بخونم               دلم گرفته نمي خوام اينجا بمونم

امشب دل من اي خدا طاقت نداره          تا کي خدايا اشک غم بايد بباره

بزارين برم من   بزارين برم من               بزارين برم من

بخت من امروز بيدار نميشه                   گل به گلستان بي خانه ميشه

شهر من آخر منو رها کرد                      بازم غم من منو صدا کرد

اين درد غربت منو گرفته                        هرچي که داشتم از من گرفته

مي خوام برم من اما نميشه                  غم جدايي تموم نميشه
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط zainal  | 

 

zainal_max@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط zainal  |